ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

179

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مىپرسيده‌اند آيا رواست ميت را شب دفن كنند ؟ و مىگفته است : آرى ابو بكر را شبانه دفن كردند . ابو معاويه ضرير از ابن جريج ، از اسماعيل بن محمد بن سعد ، از ابن سباق نقل مىكند * عمر ابو بكر را شبانه دفن كرد و سپس وارد مسجد شد و سه ركعت نماز گزارد . معن بن عيسى ، محمد بن مصعب قرقسانى ، اسماعيل بن ابراهيم ، محمد بن ربيعه كلابى ، مطرف بن عبد اللَّه يسارى ، انس بن عياض همگى نقل مىكنند * ابو بكر شبانه دفن شد و عمر او را دفن كرد . واقدى از ابو بكر بن عبد اللَّه بن ابى سبرة ، از خالد بن رباح ، از مطلب بن عبد اللَّه بن حنطب ، از ابن عمر نقل مىكند كه مىگفته است * به هنگام دفن ابو بكر حضور داشتم . عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و طلحة بن عبيد اللَّه و عبد الرحمن بن ابو بكر وارد گور او شدند ، ابن عمر مىگويد : من هم خواستم وارد گور شوم ، عمر گفت : كافى است و لزومى ندارد . عثمان بن عمر از يونس بن يزيد ، از زهرى ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند * چون ابو بكر در گذشت عايشه گروهى از زنان را واداشت كه بر او نوحه كنند . چون اين خبر به عمر رسيد آمد و آنان را از نوحه سرايى منع كرد ، ولى آنان دست برنداشتند و تمام نكردند . عمر به هشام بن وليد گفت : دختر ابو قحافه را پيش من بياور و چند ضربه با تازيانه خود بر او زد و چون زنان نوحه‌گر اين موضوع را شنيدند متفرق شدند . عمر گفت : مىخواهيد ابو بكر با گريهء شما عذاب و شكنجه شود . پيامبر ( ص ) مىفرمود : مرده به گريه خويشانش بر او شكنجه مىشود . واقدى از مالك بن ابى الرجال ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * ابو بكر ميان نماز مغرب و عشا درگذشت و چون صبح شد ، زنان انصار و مهاجر جمع شدند و در همان حال كه ابو بكر را غسل مىدادند و كفن مىكردند نوحه سرايى مىكردند . عمر بن خطاب دستور داد پراكنده شوند ولى به خدا سوگند آنان گاه پراكنده و گاه جمع مىشدند . واقدى از ابو بكر بن عبد اللَّه بن ابى سبرة ، از عمر بن عبد اللَّه بن عروة نقل مىكند كه مىگفته است از عروه و قاسم بن محمد شنيدم كه مىگفتند * ابو بكر به عايشه وصيت كرده است كه كنار مرقد مطهر پيامبر ( ص ) دفن شود و چون درگذشت براى او گور كنده شد و سرش را كنار شانه‌هاى پيامبر قرار دادند و لحد گورش متصل به مرقد مطهر پيامبر بود ، و